1/28/2005

چرخ زندگي

چرخش گردوفلک نيست اگر وفق مراد گرنباشد سپر گنبد دوار به داد
ورنه امرزش مردم نشود رسم ديار عشق رسوا شود و هيچ نماند يادگار
مهر از ديده ی اين مردم بدبين برود اسمان از پس اين ابر غبار پرده رود
خار همسايه ی گل باشدو ازادی قفس اسمان غبطه حورد اشک نريزد جز به هوس
در فراموشی هر شيشه سنگ باشد ننگين در عزاداری حق ظلم نشيند به کمين
ورنه جز رنگ و دو رويی نشود کرد تنفس به فضا يا که در قسمت و تقدير شکايت بقضا
چه بايد کرد جز صبر و تحمل توکل کن به ايزد با تفعل
که اينها باز باشند ازمايش که بهيد گشت برف در اين همايش
نگردد بهز درها بر خلايق مگر فرصت شود کشف حقايق
آزاده خروشي

.

No comments: