6/11/2005

سير قهقرايي فرهنگ ما

امروز با خواهرم صحبت کردم. طفلکي .آخي دلم براش کباب شدا .فکرشو بکنين من 17 سال با خانوادم زندگي کردم هنوز اثراتش باهام مونده, بيچاره خواهرم .كاملا درکش ميکنم چون خودم دقيقن تو همون وضعيت بودم. تو اون جامعه اي که دخترا واسه خودشون گرگي شدن و جايي که جوونا راحت ايکس و هزار نوع مواده ديگه ميزنن اين طفلکي اجازه ي هيچ کاري نداره .چرا چون جامعه آلودست. آخه يکي نيست بگه مادره من, پدره من اين که راهش نيست بچه بايد بره بيرون محيطو ببينه پس فردا مثل من نشه چشمو گوش بسته. بايد در عوض به نظر من سطحه آگاهي رو بالا برد با پرينت گرفتن از ليست شماره تلفن ها و کنترل خط که کاري درست نميشه. نسله ما ديگه مثل سابق نيست .جوونا ديگه آروم نميشينن تا جامعه به وفق مرادشون بشه. امکان پذير نيست. همه جوامع تا حدي مبتلا به آلودگي هستند ولي ايران ما تو اين آمارو ارقام غوغا کرده و علتش هم اينه که فرهنگمون اشتباهه .ارزش هاي کاذب و مجازي به خيلي از چيزايي ميديم که هيچ اهميتي ندارن و رو مسايلي گير مي كنيم که اينجا حل شدن. چرا! ما مردم دم از جامعه مدني ميزنيم(چقدر سياسي شدم) حرف از دموکراسي ميزنيم ولي به بچهامون آزادي نميديم آگاهي نميديم خيلي از مسايل رو زيره علامته سئوال نگاه ميداريم .آخه چرا? ما مگه نبايدهر انقلابي رو اول از خودمون شروع کنيم ?واقعاً احساس ميکنم که حقه بزرگي به گردنه خواهره کوچيکم دارم و حداقل اينکه اينجا آزاديه عمل دارم نه به اين معني که هر کاري دلم خواست ميکنم ولي آگاهي دارم و عاقلانه تصميم ميگيرم .خداييش با اين فرهنگه پسرفتمون چيکار بايد کرد