8/05/2005

بايد


به سفر بايد رفت ,


چمدانم بدهيد
,

هجرتي بايد کرد از قفس تن به درون


جاده از جنسه بلور, پرو بالم بدهيد


زائره روي خدا بايد بود,

جا نمازم بدهيد ,


تا طلوع خورشيد ,فرصتي مانده هنوز,


من در اين تاريکي! فانوسم بدهيد ,


مقصدم راهه بهشت ,هدفم روئت نور


همه را بايد دويد ,قبله نمايم بدهيد