3/18/2006

اما هنوز



و حرف هاي من هنوز ناتمام است... من
از رنجش پرستوها و پرواز بادبادک ها سخن ميگويم
من خواب چمدان ميبينم و روياي سفر
دارم.. .من از پژمرده شدن گلهاي ياس و ارغواني حرف ميزنم و دلم براي
غربت کرم شبتاب ميسوزد و به رويش دوباره بهارنارنج
غبطه ميخورم و آه که چقدر دلم برايه سفيدي برف تنگ شده است