5/15/2006




خيلي جالبه. کي فکرشو مي كرد که آدم از بچه ها هم بتونه كلي چيز ياد بگيره.
امروز سر کارم تو مدرسه وقتي به به يه پسره گفتم که يا مشقاتو تموم ميکني يا ....
گفت :من از چيزي نميترسم, گفت وقتي خسته ميشم دلم ميخواد فقط برم کشورم. وقتي بهش گفتم که نه بالاخره يه موقع هم آدم بايد با مشکلات و مسائل رو برو بشه, اينا همه بخشي از زنگي هستند... گفت: زندگي گاهي انقدر سخته که براي فرار ازش بايد با يه سفينه رفت به کره مريخ .من نميدونم که اين پسر ۱۴ ساله چي از زندگي ديده بود که انقدر دلش پره ولي فهميدم که گاهي دنياي کوچيک بچه ها که به نظر ما فقط جاي بازي و شيطونيه ,جايه خيلي فکرا و نگرانيهاي ديگه هم هست. کي ميدونه