6/26/2006

کمتر از يک هفته ديگه نقاش دلتنگ وارد خيابون جديدي ميشه...۲۲ .... باور کردني نيست ,اما اول و آخر اين خيابونا همه به يه جا ختم ميشن... همون دلتنگيهاي قديمي در چهار چوب سنت هاي مندرس..... وقتشه که انقلابي بشه.... نقاش هوس کرده نقشه پرستويي رو بکشه که ديگه خيال کوچ نداره... در آسمون زندگي بايد همه چيز رو ترسيم کرد, مو به مو.... از خورشيد تا ابرها, تا کلاغ ها و عقاب ها, تا ته مانده گازوئيل جت.... بايد حضور داشت.... بايد بود و ديد... لازمه يه پرواز سالم بودن و پذيرفتنه... کنار بديهاست که خوبي ها خود نمايي مي کنند... زشتيها مطلق نيستند... حضور اقليت خوبيها در مجاورت اکثريت زشتيهاست که کاستي هارو پر رنگ ميکنه.... ترسيم اينها يک هنره