8/14/2006


انقدر خستمه که نميتونم حتي بخوابم... امروز صبح که بيدار شدم يه حس ديگه اي داشتم.... حسي متفاوت , حس بزرگ شدن ...يه موقع
هايي احساس ميکنم مغزم منبسط ميشه.... بعد نفس عميق ميکشم ,هنوزم خستم ...آرزومه فقط يه ساعت بشينم تو اتاقم و فکر نکنم... به
ديروزم, اكنون ......و پرواز در بعد هاي تعريف نشده زمان........ کاش مي شد از خلا حضور قدر مطلق گرفت ,آنگاه به توان صفر
رساند و از حجم بنفش زندگي مشتق گرفت.........کاش زندگي منطق داشت...يادم رفت اقرار کنم که شديدا به قهوه و اونم از نوع
اعتياد پيدا کردم...واي باز فردا double shot latte

1 comment:

Anonymous said...

Excellent, love it! Digital printing on foamboard dog zyrtec