2/14/2007


كنش هاي سر در گم... پرچم هاي افراشته...... فرياد هاي نخراشيده............. از چه در هراسم من?

نقش کودک اميدهايم در دو ضلعي آينه خط خطي مينمايد.... در خلوت فرياد هاي صامت ادراک, تبسمي پوچ از جنس هراس, مثنوي

ابديت تنهاي ميسرايد................... اربده ه کلاغ هاي سياه فراموشي ,سايه مبهم خيال را بيرنگ ميکند.......... از چه ميهراسيدم من ?!

به گمانم از واژه هاي مندرس پاورقي نگاه , يا شايد گمشده اي .... در لابلاي دفتر ادبيات

خاطرات , شعر بودن را موازنه ميکردم ..........من از تبار خوني گلها بودم... اما در تهاجم زمان کاکتوسي بيرنگ سبزينه وجودم را کاست........... اما چرا


2 comments:

گوشه دنج خلوتم said...

Nice job Azadeh jaan... Keep up the great work...

Anonymous said...

salam ...cheghad blogeto va ahangesho dooost midashtam ....keep up the great job .....be man ham ye sari bezan ..khoshal misham ...
cheers