3/29/2007



جلبك های نادم بيقرار مردند
و چراغ ها
غروب ستاره نزديك
در اين آبادي، در اين واهی دور افتاده
ماهی قرمز های خانه مادر بزرگ ديگر شنا نميكنند

سنگ ها ی فاصله ناقوس انتظار مينوازند
و زمان.... زمان در منحنی نا هموار داروغه اين آبادی كی تعريف شده است؟
شاخص سايه كجاست؟
چند سال نوری تا انتهای غربت باقيست؟
و به من بگو فرق آفتابپرست و پرستو مگر در كوچ نبود؟
يكی مهاجر و خسته و ديگري...رنگ رنگ.......... چه فرقی ميكند؟نه؟درست نميگوم؟حتما
و سوگند در افزايش حجم نارنجی بنفش، به سر سبزی انديشه اوستا و به جاودانگی جغد كور فقط تا فلق مهلت باقيست
خورشيد كه غروب كند از اينجا خواهم رفت... حتی اگر نتوانم

No comments: