5/22/2007






ميشناسند همه خيابان۲۱ ام را

کسي ديگر گلدان هاي دلتنگي را آب نميدهد


جز ا و که ميشنود صداي مرا

چه بگويم من


... پروانه هاي خشك ,نچينم درون قاب


فرمان به مردمان خسته چه سود? شادم نميکند

خستم زين شب هاي رنگ رنگ... اين فريب ها دگر خامم نميکنند
من عهد بسته ام که بفهمم بغض را

باور کنم گريه را
تفسير کنم سكوت را
ابعاد عمرم عرض است و طول آن بي شك کوتاه

من را به عبث نيافريدست خالقم
پايان اين حيات جستجوي ديگريست ...من ميدانم
واي بر من اگر نگويم کلام عشق
حاشا از آنکه نجويم روح مهر

من آمدم تا بفهمم خدا کجاست

عهديست ديده را, با چشمان بسته نجويم خداي خويش

1 comment:

Anonymous said...

pas khaneyeh eshgh kojast?