10/24/2007


..... انقدرا اين دو سه روزه دود استنشاق کردم که فکرکنم همين روزا خداي نکرده آسم ميگيرم

!اي بابا آدم خودش کم غمو غصه داره.... بايد نگران آتيش سوزي خونه و زندگي هم باشه

داشتم فکر مي كردم که عجب زمونه اي شده! روزي نيست که خبر ناگواري به گوش نرسه. هر روز نوبت يه جاست, يه روز بم ,يه روز فلوريدا, يه روز فلسطين, يه روز بيروت, يه روز نوار قزه.... امروز جنوب کاليفرنيا و فردا
بد تر از اون ينه که آدم هيچ وقت فکر نميکنه که اين بلا ها يه روز ممکنه سر خودش هم بياد.......!!!!!!!?

البته احتمالا قبل ازينها هم حوادث ناگوار رخ ميدادن, ولي حتم دارم که بيشترش طبيعي بوده و در هر صورت سرعت انتشار اخبار اونقدر بالا نبوده........(۱)به اين نتيجه رسيدم كه ديگه سراغ اخبارو نگيرم .... به يه چيزه ديگه هم رسيدم اونم اينه که فرق جنگ با آتيش سوزي چيه! به نتيجه نرسيدم فقط شباهت ديدم .پس نتيجه گرفتم که:(۲) هردو خانمان سوزند... ب) در هر صورت تر و خشک با هم ميسوزند د) هر دو منجر به رکود اقتصاد و سير قهقرايي تمدن ها ميشن....... به نتيجيه آخري که رسيدم البته زياد احتياج به فکر کردن نداشت.. (۳) کاش آدم ها تعلقاتي تو اين دنيا نداشتن! اونوقت هيچ کسي از ترس از دست دادانشون زندگييشو فنا نميکرد... ايشللا اگه دوباره متولد شم, هيچ تعلق دنيوي نخواهم داشت ....

1 comment:

Anonymous said...

delam vaseye webloget tang shode bood
neveshtanet ba hame fargh dare ( ye joorai)
movafagh bashi