11/19/2007


نه هرگز ملامتت نميکنم

.... بيگناهي..... تو هم بازيچه قطب نماي سرنوشت شدي

.....اين درد مشترک ما بود

.............روزي بياد مي آوري ... دوست داشتن هميشه گفتن نيست... گاه سکوت است و گاه نگاه

......... عاقبت روزي خواهي فهميد,ولي آنروز سالهاي نوري تا امروزاست

........آنگاه است که سايه محو شده مراکه کنارت جايش خاليست درک ميکني

و با خود مي گويي چه دير فهميدم ..........

.دنيا جاي کوچکي است ....باورش کن , گاهي آنقدر کوچک که مجالي براي خميازه هاي عصر هاي سه شنبه نميدهد

.....مثل يک فنجان قهوه تلخ . درد را بايد چشيد.....بايد چشيد و لذت برد و آنگاه آهي عميق کشيد.... قبل از خواب به حرفهايم فکر کن.. من مسافرم.... باورم کن ......سحر خيلي ديرست

No comments: