دلتنگی های نقاش خیابان بیست و یکم
... از ياددشت هاي مخفيانه يک پرستوي در تبعيد
4/02/2008
آموخته ام که زرد پر از حقايق است
خوش باش که عمر ناب اين چند لحظه است
نوشا که جام زندگيي شکستني ست
آموخته ام خزان بهاريست که عاشق شده است
اين است که با درد هماغوش شدست
مي نوشم و مي ريزم و خرسند ز سرمستي خود
ترسم که ز خواب خود بيدار شوم
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment