سال ديگرى هم گذشت
...سال بدى نبود...شكر خدا
گرچه در يك نگاه انگار بال زدن كبوترى بود...يا همتاى افتادن سيبى از درخت
كسى چه ميداند شايد بعد ها يكى از مهم ترين سال هاى عمرم شود
هرچه باشد عمر است...۳۶۵ بار خوابيدن... ۳۶۵ بار رويا و يا كابوس ديدن...بار بر خاستن....خود را جلوى آينه ديدن وگذشت سال ها را هرروز لمس كردن....۳۶۵ بار آغاز كردن روزى غريب.... ۳۶۷۹۲۰۰۰ تپش نبض روح....۳۶۵ بار ستيزه با پستى ها...نبرد با سرنوشت...۳۶۵ بار ترديد ....۳۶۵ به باور رسيدن...۳۶۵ بار
رفتن....آمدن...نفس كشيدن.....خواستن...بوسيدن...پرستيدن...بودن...شدن..
...داشتن
زندگى دوست ميدارمت
No comments:
Post a Comment