3/04/2009


اين دكتر هولاكويى هم آدم عجيبييه... آخره كلاساش ميدوه بيرون با عجله كه يه وقت سالاد ميوه دير نشه! هر وقت هم كه ميشه ازش سوال كرد ميگه "پيش منم نياين مزاحمم نشين
سره كلاس هم كه روم نميشه ازش بپرسم....در رابطه با بحث خويشتن خويش،سوال من اينه:با توجه به هميه نظريه هايى كه در رابطه با حقيقته زندگى وجود داره، واقعا نقش ما ادما تو زندگى چيه؟ يعنى به نظرم زندگى هم ميتونه ساده باشه و هم خيلى پيچيده، مهم نگرش هر آدميست به اون بعدى از زندگى كه سوال بر انگيزه...اين موضوع خيلى مهمه، مثلا من بايد بدونم كه هدفم از اين زندگى چيه....اگه مسئه موفقيت در مراحل زندگيه، ( كه البته اينم خودش جايه بحثه)و طى كردن نردبان طرقى و جلو زدن از همه هست، مثله نظريه كه فيلم "سيكرت" دفاع ميكنه،خب پس آدما فقط بايد به فكر خودشون باشن و به آدمهاى ديگه توجه نكنن....ولى اگه مسئله اينهه كه اين دنيا يه حالت تناسخ و هولوگرامه يا هرچيزه ديگه هست كه اونوقت روش زندگييه آدما باهم متفاوت ميشه، اونوقته كه آدم بايد فكر بعد ديگه يى از زندگى باشه، يعنى اينكه كمك كنه، دنيا جاى بهترى براى زندگى باشه، اونوقته كه رقابت هيچ معنايى ندره، اون وقته كه من لازم نيست آرزو كنم كه وقتى بزرگ تر شدم بخوام "پورش" بخرم، چون واقعا هدف و معناى زندگى والا تر از همه اينهاست....بعيد ميدونم كسى واقعا جواب اين سوالا رو بدونه،كاشكى من كه منتور يا يه مرشد داشتم

1 comment:

Anonymous said...

yek safar be hend va tajrobeye adamahaye inja barat lazeme. ama na touristi na too hotyele shik o ranande. bayad biyay too khodeshoon ta javabe hameye soalate zendegito befahmi. i'll be with u there