3/14/2005

بازي سرنوشت

هيچ وقت فکر نميکردم دلم ينجوري بگيره يعني هميشه مي گيره ولي نه اينجوري خديا چرا هميشه همچيز برعکسه ! چرا هميشه ميگن تو عشق بايد زجر کشيد البته خداييش اين اهنگهايه بياتو .کام هم بي تاثير نبودن نميدونم چرا آدما مثل آدم عاشق نميشن چرا بايد همش نقش بازي کرد شايد يه موقع فهميدم زندگي خيلي جالبه و عجيب مگه نه يادم باشه بد از امتحانم حتماً سر فرصت راجع به سرنوشت لکچره بدم..

3 comments:

Anonymous said...
This comment has been removed by a blog administrator.
Anonymous said...

That's a great story. Waiting for more. » » »

Anonymous said...
This comment has been removed by a blog administrator.