بعضي وقت ها به يه احساسي ميرسم, يه احساسه پوچي مطلق, احساسي که از نا کجا آباد ذهنم
آغاز ميشه و آخرش به انتهاي درونم ميرسه! دنيايي که روياهاي کودکيمو به هم ميريزه, امنيته
وجودمو ازم مي گيره . نميدونم چقدر اين حالتم طول ميکشه ولي آخرش يه ابر علامت سوال به آسمون
نادانسته هام اضافه ميشه. گاهي وقت ها فکر ميکنم چقدر از خودم دور ميشم, صداي فاصلمو
ميشنوم. بعضي وقت ها احساس نا مرييمو ميبينم . گاهي وقتها هم زور ميزنم که نبينم ولي هميشه
اونجاست ,بهم لبخند ميزنه. احساس بالغه درونم آروم و با لحني دلسوز ميگه" پس چي شد اون همه
آرمانهاي عالي," يا وقتي تسليم سرنوشت ميشم والده درونم سرزنشم ميکنه که" هنوز آدم
نشدي?!" ولي نميدونم چيکار کنم! اينجور موقعها براي خودم شمع روشن ميکنم, به گذشتم نگاه
ميکنم, درونمو خوب زيرو رو ميکنم و با اون آيندمو محک ميزنم. اگه اونوقت باز هم نتونستم
مشکليو حل کنم برميگردم طرف خدا و ازش ميپرسم," خدايا حالا چه کنم?"
3 comments:
دوست گلم.. فقط تو نیستی که اینجور می شوی.. این حس تو من هم است.. شاید مال این است که از خودمان خیلی نوقع داریم.. بعضی وقتها یادمان می رود که ما هم نیاز داریم خسته بشیم.. گریه کنیم.. به بطالت بگذرانیم.. مگه نه!!!
Wonderful and informative web site. I used information from that site its great. »
Very nice site! breast enhancement formula natural live horse racing video Fat burner pills lose weight Organic skin care anti aging property taxes Chronic fatigue provigil Washington state culinary schools betting horse odds race Multi trip insurance laos http://www.baccaratonline2.info/psychological_effects_of_sport_betting.html anti doping in horse racing
Post a Comment