6/25/2006


خواستم بگم عوض شدم.... اما نشد. تا اومدم بگم شايد يه بار ديگه... يه نگاه ديگه... نفسم بند اومد. ترجيح دادم چيزي نگم. اما سکوتم همه........چيزي نگفت... شايد نفهميد, شايد هم فهميد و تو دلش بهم خنديد

1 comment:

Anonymous said...
This comment has been removed by a blog administrator.