8/30/2006


هنوز تو شوکم... باورم نميشه... فردا.... بهترين دوستم از اينجا ميره... هنوز قبول نكردم, يعني سعي ميکنم هي پذيرفتنشو به تاخير بندازم... هنوز باورم نشده
... ميدونم فردا عصري بساطي خواهم داشت
........ آخه من با اين دل ....چي کار کنم? با هم بزرگ شديم
....زن شديم ... پس ديگه با کي برم کافي
شاپ, بشينم فاله قهوه بگيرم, يا غيبت يا پر حرفي کنم
قلبم درد ميکنه ....عجب ... ولي خوب بايد بره, زندگيشه, آيندشه
فقط يادت باشه چقدر دوست دارم. با بهترين آرزوها
آ.ز.ا.د.ه

No comments: