
من فراموش خواهم کرد
همچون قطره اشک شوري که فرو مي غلتد از شوره زار سرزمين چشماني غريب
چون سرنوشتي که مبتلايش هستم .........همچون ديروزي که در انتظارش بودم........... ديگر به ياد نخواهم آورد ,نه نه هرگز آن عشق ديرين فاني را ,آن فرياد عبث تنهايي را .... فراموش خواهم کرد پيچک ناباوريام را
آن قناري بالو پر بسته اي را که روزي مرا داد به پرواز بشارتم ...... شايد اگر فردايي باشد
No comments:
Post a Comment